هميشه از پي تير مرداد ميرسد ، اما گاهي مي توان از پي تير به ارديبهشت رسيد!
كاش هميشه ارديبهشت باشه! بهشت بهشت! هيچ وقت خرداد نرسه با اينهمه بيدادش! خردادي كه هميشه دنبالش تير مياد! داغ داغ ، هم داغي فصل ! هم داغي سرب! بعد از تير هم كه گاهي مرداد كه نه مردار ميشه! بعد از ازدحام مرداد هم نوبت شهريوره! ديگه شهر ايمان ، شهر اميد، شهر آرمان، شهر وطن يور ميشه! درست شبيه بار افتاده از پشت اسب واستر!اون وقت اگه مهري در كار نباشه چي به سر دنيا مياد، خدا ميدونه!؟ديگه كسي دنبال آبان نيست تا به آباداني بينجامه! يا به آذر اميدي نيست تا ازش جرقه زندگي بگيرونه! حالا توي نبود اذر، با دي ّباد آورد ، چه مي توان كرد؟ دي اي كه بي هيچ درتگي ،بهمن حادثه را در كوهپايه اجتماع فرو مي ريزه! وبعد از آن بوي سوختگي دلهاي اسفند آسا روي مجمر زمان، و تنها روياي فروردين اش زيباست! تا پس از آن عالمي ديگر بيايد وزنو آدمي!آدم وعالمي كه مقيم هميشگي ارديبهشت آرامش باشه!
+ نوشته شده در بیست و سوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط انجمن
|
در افسانه ها آمده است، طرقه نام پرنده کوچکی است که قصد پرواز به سوی خورشید را داشت و برای اینکار باید هزار اسم خدا را از بر می کرد تا از سوختن در گرمای خورشید در امان باشد. پس تمام اسم ها را از بر کرد و در حال بالا رفتن ذکر می گفت. اما در نزدیکی خورشید اسم هزارم خدا را فراموش کرده و می سوزد.